شنبه ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

نگرانی عباس عبدی در مورد وضعیت دیپلمات‌های ایرانی

یکی از تفاوت‌های حکومت‌های دموکراسی کنونی با حکومت‌های دیگر در حساسیتی است که آنها نسبت به سرنوشت تک‌تک شهروندان خود دارند، به‌طوری که اگر کسی به لحاظ خون و خاک تابعیت آنها را نداشته باشد و به دلا‌یل دیگر تبعه آنان شده باشد، باز هم مورد حمایت جدی آنهاست، حتی اگر آن افراد از سوی کشوری مورد تهدید واقع شوند که تبعه اصلی آنجا هستند. نمونه روشن آن برای ما، مساله خانم زهرا کاظمی بود. اما در همین روزها نیز واکنش‌های مقامات و دولت و مردم فرانسه نسبت به آزادی یک خانم کلمبیایی که تبعه فرانسه هم شده بود، نمونه دیگری است که می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.

این رفتار حتی در اسرائیل هم چشمگیر است به‌طوری که درباره سرنوشت اتباعش (چه مرده و چه زنده) حساسیت زیادی دارد و حاضر می‌شود که در برابر تحویل جنازه آنان، صدها اسیر و زندانی را آزاد کند.

این حکومت‌ها حتی در برابر شهروندان خطاکار خود هم حساسیت دارند، رفتار چندی پیش دولت فرانسه با اتباع فرانسوی‌ای که در قاچاق کودکان در آفریقا شرکت داشتند نمونه‌های اخیر این نحوه برخورد کشورهای غربی با اتباعشان است. چرا چنین حساسیتی نزد آنان وجود دارد؟ چند دلیل مهم برای این حساسیت می‌توان برشمرد.

اول از همه اینکه در آن جوامع پدیده‌ای به نام دولت- ملت شکل گرفته است. پدیده‌ای که به موجب آن همه شهروندان از منظر حقوقی یکسان هستند و تشکیل ملتی را می‌دهند که دولت به عنوان نماینده آنها وظیفه <حمایت سیاسی> از آنان را در برابر هر دولت- ملت دیگری دارد.

عناصری که به مردم یک کشور هویت ملی می‌بخشد، متعدد است، اما بدون تردید، حمایت سیاسی دولت از شهروندان رکن رکین این هویت‌بخشی است. حمایت سیاسی> بدین معناست که وقتی شما شناسنامه یا گذرنامه یک کشور را در اختیار داشته باشید، به‌طور طبیعی در هر نقطه از جهان که به‌سر برید، خود را تحت حمایت سیاسی و کنسولی دولت صادرکننده آن گذرنامه می‌دانید و از طریق این حمایت سیاسی و کنسولی است که با آن دولت و ملت همبسته و دارای هویت مشترک می‌شوید. مثلا‌ وقتی که یک نفر می‌گوید من فرانسوی هستم، بیش از اینکه این جمله معرف زبان یا رنگ یا نژاد، یا مذهب یا حتی محل تولد یا سکونت وی باشد، معرف حمایت سیاسی و کنسولی دولت فرانسه از وی در هر نقطه از این جهان است زیرا ما می‌توانیم شهروند فرانسوی‌ای داشته باشیم که زبان فرانسوی بلد نباشد، سفید نباشد، اروپایی نباشد، مسیحی نباشد، در فرانسه به دنیا نیامده باشد یا حتی در آنجا زندگی نکند و تاکنون هم زندگی نکرده باشد، اما با داشتن گذرنامه مذکور می‌تواند و می‌باید از حمایت سیاسی و کنسولی دولت فرانسه بهره‌مند شود.طبیعی است که <حمایت سیاسی> از افراد مختلف، یکسان نیست. مثلا‌ وقتی که با یک خطاکار و مجرم یک کشور غربی در کشور دیگری برخورد شود (مثل مورد قاچاقچیان کودکان) با وقتی که با افراد عادی و یا دولتی آنان برخورد شود فرق می‌کند، اما در هر حال این حمایت از حداقل‌های لا‌زم برخوردار است. نکته مهم در حمایت سیاسی این است که برای این کشورها، خط قرمز محسوب می‌شود. به عبارت دیگر چشم‌پوشی از حمایت سیاسی و کنسولی مثل چشم‌پوشی از سرزمین و تمامیت ارضی است و این مساله کاملا‌ قابل درک و اصولی است زیرا نادیده‌گرفتن حمایت سیاسی از اتباع و شهروندان می‌تواند به معنای نادیده گرفتن مفهوم ملت، و در نتیجه نقض قدرت و اقتدار دولت تلقی شود.

علت دیگر این مساله، اهمیت داشتن انسان بما هو انسان است. در واقع انسان‌ها را برحسب عدد و رقم و شمارش ارزش‌گذاری نمی‌کنند. مثلا‌ اگر هزار تومان کسی گم شود، می‌خندیم و می‌گوییم مساله‌ای نیست فدای سرت، اما اگر 10 میلیون تومان وی گم شود، متاثر می‌شویم، در اینجا کمیت مهم است. اما اگر یک سیلی به ناحق به کسی بزنند یا 10 سیلی به ناحق بزنند، مساله تفاوت چندانی نمی‌کند، زیرا موضوع تعداد نیست، مشکل و مساله عدالت و ظلم است. چه یک سیلی و چه 10 سیلی.

در اینجا و درباره انسان و عدالت و ظلم نگاه شیء‌انگاری و کمی حاکم نیست. از منظر دولت - ملت، هر انسانی به دلیل انسان بودنش واجد اهمیتی برابر با انسان‌های دیگر است، و اگر حقی از او ضایع شود، چون تضییع حق است، مساله واجد اهمیت است. این مساله در قرآن هم به خوبی آمده که زنده یا کشته شدن یک نفر به معنای زنده یا کشته شدن جمع مطرح شده است.

در این دیدگاه جامعه و ملت اهمیت دارد، اما فرد هم به جای خود واجد اهمیت است، و نمی‌توان آن را فدای منافع موهوم جامعه کرد، چرا که بدون فرد یا حقوق او جامعه‌ای وجود ندارد. از همین روست که نه تنها از افراد خود در برابر دولت‌های دیگر حمایت سیاسی و کنسولی می‌کنند، بلکه در داخل کشور هم نسبت به مساله حیات انسان و فرد حساسیت لا‌زم را دارند.

با این مقدمه باید پرسید که الا‌ن ماه‌ها است از بازداشت نیروهای دولتی ایران در اربیل عراق به دست آمریکایی‌ها می‌گذرد، اگر در ابتدا به دلیل جدید بودن وقوع رویداد، در این باره بحث و خبری مطرح می‌شد، اکنون ماه‌هاست که این افراد در فراموشی کامل قرار دارند. فرض کنید که آنان در اربیل به رسانه‌های ایران دسترسی داشته باشند، در این صورت چه حسی به آنان دست می‌دهد که می‌بینند، ماه‌هاست که حتی یک کلمه خبر هم درباره آنان مطرح نشده است؟ مگر نه اینکه برای دفاع از این دولت در ماموریت بوده‌اند؟ دیگرانی که در ایران هستند، به‌طور عادی چه فکری درباره حمایت سیاسی حکومت خود می‌کنند، وقتی که می‌بینند آن افراد مهم از نظر دولت که دیپلمات هم معرفی شده‌اند، به فراموشی سپرده شده‌اند و رئیس دولتشان به درخواست انداختن عکس یادگاری با افسران آمریکایی در بغداد پاسخ مثبت می‌دهد، اما آیا حال این شهروندان و کارمندانش را می‌پرسد؟ مگر ممکن است با وجود این تعداد زندانی مهم از یک کشور که اعتقاد به بی‌گناهی آنها هم ابراز می‌شود، رئیس دولتی به آن کشور برود و حتی جمله‌ای در این خصوص مطرح نشود؟ بله چنین رویدادی فقط در ایران ممکن است رخ دهد زیرا وقتی که به فکر اداره عالم و آدم و آزادی نوع بشر از یوغ ستم باشیم طبعا فرصتی برای فکر کردن به این امور کوچک و آزادی اتباع خویش نمی‌ماند.

ما برای حمایت از این افراد تاکنون چه هزینه‌هایی را حاضر شده‌ایم بپردازیم؟ آنچه که یک مردم را تبدیل به ملتی واحد با هویتی مستحکم می‌کند، تکنولوژی پیشرفته و ارتش بزرگ و تسلیحات قوی نیست. حتی پیشینه فرهنگی و اشتراکات مذهبی، زبانی و... نیز نمی‌تواند منشاء شکل‌گیری ملتی واحد باشد، گرچه همه اینها مهم است، اما اگر این موارد در نهایت نتواند خود را در قالب حمایت سیاسی و کنسولی از اتباع کشور در برابر بیگانگان نشان دهد، انتظار نداشته باشیم که شاهد شکل‌گیری ملت به معنای جدید آن باشیم.
منبع: اینجا

هدفمند کردن یارانه‌ها

هدفمند کردن یارانه ها و تجدید نظر در نحوۀ ارائه آن، سال هاست که مورد بحث قرار گرفته و ضرورت آن به نحوی که توزیع آن عادلانه گشته و از بار مالی سنگین دولت کاسته شود بر هیچ کس پوشیده نیست ولی هرگونه اقدام برای تغییر در این زمینه باید با بررسی های کارشناسی و توجه به تاثیرات اقتصادی آن به خصوص بر اقشار آسیب پذیر صورت پذیرد.
با توجه به گزارش اخیر رییس جمهور محترم به مردم، موارد زیر پیشنهاد می گردد. امید است دولتمردان ما توجه لازم را به نظرات کارشناسی ارائه شده داشته باشند.
۱- مایحتاج عمومی که به صورت کالابرگ توزیع می شود بایستی مورد تجدید نظر قرار گرفته و صرفاً به اقشار کم درآمد و تحت پوشش نهادهای حمایتی محدود گردد تا بتوانند تاثیرات اقتصادی خود را بر جمعیت آسیب پذیر بیشتر نمایند.
چنانچه پرداخت نقدی ما به التفاوت کالا یا یارانۀ آن صرفاً به اقشار کم درآمد باشد، به نحوی که مبلغ مستمری آنان افزایش یابد، تاثیر آن بر تورم محدود خواهد بود. هرگز نبایستی پرداخت سایر یارانه ها به صورت نقدی به کل اقشار جامعه تسری یابد که تورم وحشتناکی را به کل کشور تحمیل خواهد نمود.
۲- در مورد یارانه نان و گندم به دلیل عمومیت مصرف آن و استفاده بیشتردهک پایین جامعه از مصرف نان و گندم باید با احتیاط بیشتری برخورد کرد زیرا کاهش یارانه و یا حذف و پرداخت نقدی آن مشکلات زیادی را به وجود می آورد.
بایستی با اجرای برنامه صنعتی کردن پخت نان به جای پخت سنتی که هزینه های آن را کاهش می دهد و نیز توسعه نانوایی های فانتزی که اقشار متوسط از آن استفاده می کنند، نسبت به عدم افزایش بار مالی یارانه نان اقدام نمود و یارانه گندم را نیز به دلیل استراتژیک بودن این کالای کشاورزی به کشاورزان پرداخت نمود .
۳- در مورد یارانه بنزین و گازوئیل باید با اجرای مصوبه مجلس ششم مبنی بر افزایش تدریجی سالیانه به رسیدن به قیمت منطقی آن و متناسب با آن توسعه طرح ناوگان حمل و نقل عمومی، مترو و گازسوز کردن خودروها در یک برنامه ۵ ساله اقدام نمود.
۴- یارانه برق و آب راباید با تشویق و بخشودگی کم مصرف ها و جریمه و محاسبه تصاعدی پرمصرف ها و پرداخت ریالی یارانه انرژی به صنعت و کشاورزی شکل یارانه برق و آب حل کرد. پرداخت ریالی یارانه انرژی به هیچ وجه به مصلحت کشور نیست.
۵- در مورد شیر لازم است یارانه آن به جای شیوۀ کنونی (که شیر یارانه ای در بعضی از شهرها توزیع می شود و توزیع آن نیز نمی تواند عادلانه باشد )،به دامداران یا صنایع وابسته یارانه شیر پرداخت شود تا بتوانند قیمت محصولات لبنی خود را افزایش ندهند و بدین ترتیب مردم در سراسر کشور بتوانند از محصولات مختلف لبنی بهره مند شوند.
۶- به طور کلی بهتر است یارانه ها به تولید به جای مصرف پرداخت شوند . پرداخت نقدی به جز در موارد خاصی (نظیر پرداخت به کشاورز، دامدار و یا اقشار آسیب پذیر تحت پوشش سازمانها ی حمایتی) کار صحیحی نیست و تورم بسیار زیادی را موجب می گرددو تنها در یک مقطع کوتاهی احساس شادمانی زودگذری را به مردم القاء خواهد نمود ولی پس از مدت کوتاهی مردم قدرت خرید خود را از دست خواهند داد.
منبع:اینجا
البته نگارنده‌ی مطلب فوق در موارد شماره‌ی ۱ با ۵ دچار تناقض‌گویی شده است. ضمنا در پیشنهاد شماره ۱ ایشان آمده است که یارانه صرفا به اقشار کم درآمد داده‌شود که معیار هم تحت پوشش بودن آن اقشار توسط نهادهای حمایتی است. حال سوالی که مطرح می‌شود این است که تعداد بسیار زیادی از اقشار کم درآمدی که تحت سرپرستی نیستند باید چه کنند. در مورد دوم نیز با ارائه‌ی یک سیاست قدیمی دنبال راه‌حل جدید هستیم این مساله‌ی جدیدی نیست که به سمت پخت صنعتی نان برویم ولی ما هنوز شاهدیم که نانوایی‌های سنتی مملو از جمعیت است. و این مربوط به ذائقه‌ی ماست؛ اگر قرار است که به قوانین بازار و سلیقه‌ی مشتری احترام بگذاریم بهتر است در مسیر بهبود بخشیدن به کیفیت نان سنتی و کاهش مصرف انرژی در فرآوری آن نیز حرکت کنیم. در مورد بعدی «مورد ۳» طرح پلکانی بسیار مطلوب است. اما وقتی قیمت بنزین آزاد به ۱۳۰۰ تومان رسیده است، ارتقای ۲۰ تومان در قیمت بنزین نسنجیده به نظر می‌رسد. چون مبنای افزایش قیمت نرخ تورم و قیمت پایه‌ نیز قیمت قبلیِ عرضه است.
در مورد برق؛ من بسیار مناسب‌تر می‌دانم که به جای این مسايل به شکستن انحصار تولید برق توجه شود. بسیاری از مردم می‌توانند که خودشان برق تامین کنند و به شبکه تزریق کنند. به این ترتیب عرضه افزایش خواهد یافت و قیمت پایین خواهد آمد البته توصیه به مصرف صحیح یک دیدگاه درست است.
در مورد پنجم نیز به جای این‌که یارانه به افراد متموّل داده شود بهتر است به اقشار کم درآمد تزریق شود. اما مشکل اصلی در کشور ما یافتن این قشر است. و جالب این‌که اقشار پر درآمد ما نیز حاضر نیستند که از قطره‌ای از این سوبسیدها بگذرند. برای تایید آن هم بهتر است سری به صف لبنیات سوبسیدی در مناطق بالای شهر تهران بیندازید.

چهارشنبه ۹ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

فیلم فراتر از فتنه

چنانچه تمایل دارید که فیلم «فراتر از فتنه» را تماشا کنید بروید به این صفحه . چنانچه تمایل دارید که با سازندگان این فیلم نیز ارتباط داشته باشید می‌توانید با رفتن به این آدرس و گذاشتن پیام برای گردانندگان سایت، ارتباط برقرار کنید.
لازم به ذکر است که این فیلم در پاسخ به فیلم «فتنه» ساخته‌ی «گرت ویلدرز» هلندی که مضمونی توهین آمیز نسبت به اسلام داشت، توسط سمن (NGO) «اسلام و مسیحیت» ساخته شده است. تا کنون طبق اعلام سایت‌های مختلف و نیز پایگاه اطلاع‌رسانی این سازمان مردم نهاد، طی ده روز ابتدایی اکران اینترنتی یک میلیون بازدید کننده داشته است (منبع).

سه‌شنبه ۸ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

گزارشی از کنفرانس بررسی علمی استراتژی های ملی و رقابت بین کشورها(05/04/1387)

نشست تخصصی «استراتژی‌های ملی و رقابت بین کشورها» روز چهارشنبه پنجم تیر ماه سال جاری در «موسسه مطالعات بهره‌وری و توسعه منابع انسانی» سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران به اهتمام «دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام» با سخنرانی پروفسور «مایکل پورتر» استاد دانشگاه هاروارد و مبدع نظریه مزيت رقابتي و دكتر مجید جمالی و با حضور جمعی از صاحب‌نظران برگزار شد.

در ابتدای این نشست دكتر مجید جمالی یک زلزله اقتصادی از آغاز دهه نود میلادی تحت تأثير پنج عامل (فروپاشی کمونیسم، نقش تعیین‌کننده انسان، جمعیت، افزایش سرعت جهانی صنایع و جهان بدون قاعده و قانون) را به عنوان بوجود آورنده وضعیت جدید برشمرد.

وی توسعه و ثروت را مقوله‌ای ذهنی دانست و علت رشد سریع اختراعات و توسعه را در شکل‌گیری بنگاههای اقتصادی به عنوان موتور توسعه مورد توجه قرار داد.

دكتر جمالی در تشریح دیدگاههای پروفسور پورتر نیز گفت: اساس بحث پورتر این است که بنگاههای اقتصادی با هم رقابت می‌کنند ، نه کشورها و این بنگاهها هستند که ساختار صنعت را شکل می‌دهند.

وی ساختار صنعت را در اثر برآیند پنج نیروی زیر ارزیابی کرد.

1- چقدر یک صنعت می‌تواند بوسیله رقبای تازه وارد تهدید پذیر باشد؟

2- وجود تمایز در صنعت، تهدید را کم می‌کند (مثلاً در سیمان تمایز کم‌تر و در خودرو بيشتر است) و چنانچه تمایز نباشد رقابت زیاد است.

3- دسترسی به کانال های توزیع به چه صورت است.

4- وجود یادگیری موجب کاهش هزینه می شود.

5- شدت رقابت در صنعت (هرچه رقابت بیشتر باشد سود صنعت به همان اندازه کاهش پیدا می‌کند و هرچه تشابه زیادتر، رقابت بیشتر و هرچه تشابه کمتر، رقابت كمتر است)

وی به متنوع بودن رقبا و محصولات جایگزین در اقتصاد اشاره کرد و گفت : دو عامل نیازمندی کالا در جهان و کم شدن محصول جایگزین بر میزان استراتژیک بودن محصول تاثیر گذار است.

جمالی در ادامه گفت : پورتر استراتژی‌ها را در سطح واحد اقتصادی در نظر گرفته که بنگاههای اقتصادی می‌توانند مزیت‌های خود را روی یک بعد انتخاب کنند و بر روی بازار خاصی متمرکز شوند.

وی محیط‌هایی که بنگاهها از آنجا برمی‌خیزند را دارای اهمیت دانست و گفت : نباید فراموش کنیم که شرکت‌ها و بنگاهها توسعه بوجود نمی‌آورند بلکه سود و منافع برای آنها مهم است.

در ادامه پروفسور مایکل پورتر از دانشگاه هاروارد از طریق ویدئو کنفرانس به ایراد سخن پرداخت.

وی با تقسیم بحث خود به دو بخش رقابت‌پذیری و پیشنهادهایی برای اقتصاد ایران گفت: رقابت‌پذیری در اقتصاد بدون بهره‌وری امکان پذیر نیست.

وی مزایای بهره‌وری را دستمزد بالا، افزایش تولید و اشتغال‌زایی دانست و گفت : سه فاکتور در اقتصاد را اگر چنانچه در کنار هم داشته باشیم می‌توانیم سعادت را برای مردم یک کشور بوجود آوریم.

1- استفاده از منابع کار: معمولاً کشورها از شصت درصد جمعیت خود به صورت بهره‌ور در بازار کار استفاده مي‌نمايند.

2- بهره‌وری: بهره‌وری درصد بالایی از نیروی کار را درگیر می‌کند و موجب بالا رفتن درآمدها می‌شود.

3- قدرت خرید: در صنایع محلی اگر درآمد بالا باشد و همزمان هزینه‌ها هم بالا باشد، نمی‌توانید حجم زیادی از کالاها را داشته باشید.

پروفسور پورتر چالش اصلی ایران را در چگونگی ارتقاء بهره‌وری دانست و گفت: اقتصاد ایران مبتنی بر بهره‌وری نیست و بر اساس استفاده از منابع طبیعی است.

ایران برای دست‌یابی به بهره‌وری بالا می‌تواند نکات زیر را مورد توجه قرار دهد.

1- محیط اقتصادی با ثبات داشته باشد: ثبات به بنگاههای اقتصادی اجازه می‌دهد که سرمایه‌گذاري و بدين‌وسيله اشتغال ایجاد کند. ثبات در سیاست‌ها نیز مهم است. چیزی که خیلی از کشورها متوجه آن شدند اين است كه داشتن ثبات اقتصاد كلان کافی نیست؛ بلکه با ثبات کردن محیط اقتصادی خُرد نیز مهم است. محیط کسب و کار باید کار آمد و بهره‌وری بالا باشد. با بهره‌وری می‌توان محیط کسب و کار و استانداردهای زندگی را ارتقاء داد.

2- کیفیت و کارآمدی ورودی‌ها: دسترسی بنگاهها به نیروی کار با تحصیلات بالا، زیرساخت کارآمد برای حمل و نقل کالا و سیستم‌های اطلاعاتی و دسترسی علمی و فنی در کارآمدی ورودی‌ها مهم است.

3- افزایش رقابت: نمی‌توان یک محیط بهره‌ور داشته باشید مگر با رقابت. ایجاد یک محیط رقابتی مهم است. کشورهای موفقی مثل ویتنام، کره و شیلی محیط رقابتی را ایجاد کرده‌اند.

4- مفهوم خوشه‌های صنعتی: خوشه صنعتی جایی است که بنگاههای زیادی با هم رقابت می‌کنند. در اقتصاد مدرن بنگاه قائم به ذات نیست. در اقتصاد مدرن بنگاهها برای خدمات و قطعات وابسته به شرکت‌های دیگر هستند. باید خوشه‌هایی را ایجاد کنید که شرکت‌های مختلف در یک حوزه یکدیگر را حمایت کنند. کشورهایی که بتوانند خوشه‌های قوی را تولید کنند بالاترین سطح توسعه صنعتی را بدست آورده‌اند.

در اقتصاد سنتی سیاست‌ها از بالا به پایین است ولی در اقتصاد مدرن که موتور آن بهره‌وری است، شرکت‌ها و دولت‌ها برای فراهم شدن محیط بهره‌وری همکاری می‌کنند.

توجه به زیرساخت‌ها و قوانین مناسب و همکاری بخش خصوصی درتحقق این اهداف مهم است.

5- رقابت‌پذیری: امروزه هیچ کشوری نمی‌تواند قائم به ذات باشد و در اقتصاد مدرن هيچ کشوری نمی‌تواند در همه چیز پیشرو باشد. حتی بزرگترین کشورها مثل آمریکا و چین خیلی از محصولات و خدمات خود را وارد می‌کنند و صادرات آنها در حوزه خاصی است. بازار در اقتصاد جهان، بازار محلی شما نیست. می‌توانید به دنیا خدمات رسانی کنید. شما باید نقاط قدرتی را مشخص و در آن زمینه‌ها تولید کنید.



فرصت‌های فراروی ایران :

1) نقش استراتژیک ایران در منطقه: ایران از موقعیت‌های استراتژیک اقتصادی خود استفاده نمی‌کند. سیاست‌هایی در داخل ایران وجود دارد که علیه خود ایران کار می‌کند.

شما باید بین رقابتی بودن و دیگر راهها، انتخاب کنید. چیزی که ما به آن رسیده‌ایم یک راه است و آن اقتصاد رقابت‌پذیر با بهره‌وری بالا و ارتقاء استاندارد زندگی است. اگر وابسته به منابع طبیعی‌تان باشید، نمی‌تواند پایدار باشد.

2) ایران باید سیاست‌های کلان با ثباتی را ایجاد کند: سرمایه‌گذاری دولت مولد نیست و کاری که دولت انجام می‌دهد موجب افزایش تورم می‌شود.

3) عدم شفافیت موجب بهره‌وری نمی‌شود: علی‌رغم یک سیستم قانونی، فساد بالاست و شفافیت پایین است و این مانع فعالیت‌های با بهره‌وری بالاست. شما باید شفافیت را ایجاد کنید. هیچ‌کس نمی‌تواند به شما بگوید چکار کنید؟ خود شما تصمیم بگیرید.

4) توسعه بخش خصوصی: خیلی از شغل‌ها را شرکت‌های متوسط و کوچک تولید می‌کنند. اگر ایران می‌خواهد اقتصاد پویا داشته باشد باید به جای شرکت‌های دولتی به بخش خصوصی توجه کند.

5) درک صحیح از طبیعت اقتصاد مدرن: شما باید مناطق خود را مطالعه کنید و خوشه‌های صنعتی را در مناطق کمتر توسعه یافته شروع کنید و در زمینه‌هایی چون کشاورزی و گردشگری بهره‌وری بالایی داشته باشید و این مستلزم آن است که از اقتصاد مدرن درک درستی داشته باشید و در زمینه سیاست و تصمیمات توازن ایجاد کنید.

چهارشنبه ۲ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

سنجش عملکرد

پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی.

مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."

پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"

پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه

کتاب همه‌ی مردانِ شاه

در این‌جا کتاب کامل «همه‌ی مردانِ شاه» رو که توی اون نحوه‌ی کودتای براندازی دولت مصدق توسط سرویس‌های امنیتی انگلیس و آمریکا آمده است؛ برای مطالعه‌تون می‌ذارم. امیدوارم بعد از خوندن اون نظرتون رو درباره‌ی ماهیت نظام‌‌های بین‌المللی برام بگین.